لج، لج ایرانی !
... به مناسبت "اربعین" چهملم سالار شهیدان امام آزادگان حسین بن علی علیهما السلام، پرندک بودم؛ گفتند : یکی از بچه های آن محل را که مدرک نداشته گشت کلانتری رباط کریم گرفته است. چند نفر از بستگان ایشان با صاحب کار ایرانی آن آقا رفتند که ایشان را آزاد کنند.
میزبان ما می گفت : این ها میروند و با پاسگاه آنجا صحبت می کنند، آزادی ایشان منوط می شود به صد و پنجا هزار تومان. خوب ! بالاخره کمی خیال مان راحت شد که بالاخره یک راهی برای آزادی وجود دارد. داشتیم مینو مین می کردیم و دنبال راهی بودیم که حد اقل پنجا هزار تومان آن را کم کند ... که بناگاه یک جوانک احمق، از بستگان گرفتار شده، یک حرف احمقانه ای گفت، که خورد به رگ لج مأموره ! و آن این که گفت : "آغا! چه خبره ! ما با پنجا تومان[پنجاهزارتومان] خلاصش می کنیم"!.
مأموره، با تهدید و توهین گفت : افغانی بی شعور! اگه با یک ملیون تونیستی خلاص کنی، خواهر مرا تو چنین و چنان کرده باشی! برو گم شو ...
.
است! انعطافش بستگی به ضعف و قدرت مورد هدف می باشد. بدین معنی که هدف لجاجت ایرانی و کسی و کسانی که مورد لجاجت ایرانی قرار گرفته باشد؛ لاج ایرانی متوجه شود که هدف دارای ملیت و تابعیت کشوری است دارای قدرت و اقتدار، خیلی زود مورد عفو مهر و محبت لاج ایرانی قرار می گیرد! وگر نه دست و پا زدن هدف و دفاع کردن مشروع او موجب تشدید عقوبت و لجاجت بیشتر لاج و لجوج ایرانی خواهد شد!. البته اگر این نکته را شما دقت نمایید، مأسفانه در میان خواص بیشتر مشاهده خواهید کرد، تا عوام.! این تفاوت را بنده مستند دیده و چشیده ام که میتوان گفت : قابل انکار و پنهان کردن هم نیست! فقط کافی است شما خود تان را به عنوان افغانی در دستگاه های دولتی و حتی دینی معرفی نمایید، آنوقت به نکته ظریف فوق پی خواهید برد.!