سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

سلام مهاجر
لینک های مفید
  • صفحه اصلی
  • نویسندگان

    زخم بی مرهم اگر وا شود ... !

    (خلاصه این نوسنده ایرانی، خیلی هتاک فحاش و احمق و بی منطق است. لذا درخواست بنده از هموطنان آزاد منیش و آزاد اندیش و مسئول، این است که شکایت را علیه این نوسنده و سایت و روزنامه کذایی خبریی ناشر این نوشته مهن هتاک، که به مردم و فرهنگ و شخصیت های سیاسی مذهبی ملت افغانستان توهین کرده است، به مراجع ذی صلاح تحویل داده و پی گیری نمایند)

    برای خواندن مشروح این این هتاکی، لینک زیر را کلیک نمایید و نظر های جالب آنرا هم بنگرید :

    ((پاداش30سال مهمان‌نوازی ایرانیان: ))

    ((فیلم «قربانیان ازلی» و روایت جعلی هولوکاست افغانی‌ها در ایران!))

    ((این فیلم مدعی است در سال 1377 نیروهای ایرانی 630 تن از افغانیان زندانی در اردوگاه «سفیدسنگ» را قتل عام کرده‌اند و دولت ایران با فرستادن هلیکوپترهای نظامی، تمام زندانیان را به رگبار بسته و پس از چندی گور دسته جمعی آنان را آسفالت می کند! [1] ))

    [1][1] البته ایرانیان و کوفیان دو مهمان نواز خوب جهان اسلامند و در این شک نیست که ایران اهل کوفه نستند ... من نمی دانم جعلیت و واقعیت برای این نوسنده ایرانی چه فرقی دارد. ولی ما که در حقوق و تاریخ ، خوانده ایم، یکی از راهای تشخیص واقعیت با جعلیت، شاهدان عینی است. اگر شهادت شاهدان عینی و وجود عینیت های واقعی سندیت نداشته باشد، - اول آن که ایرانیان "محرم و صفر" باید تعطیل کند- علم تاریخ و حقوق به زباله دان تاریخ سپرده شود !!! باستان شناسی که می شود علم کشک سابی! آخر بد رفتاری سفید سنگ یکی دوتا که نیست؛ اگر افغانستان دولت حامی ملت می داشت، همان موقع خیلی آسان مفقود شده های انبوه یکباره ای چه زود کشف می شد – البته که آن وقت این "هولوکاست" هم اتفاق نمی افتاد – ولی بهر صورت خون ناحق، آرام نمی گیرد، حتی اگر بعد از یک قرن، مثل جریان سرزمین کربلا.

    (( بازیگر افغانی، اسپانسر آمریکایی))

    ((به گزارش خبرنگار آینده، فیلم قربانیان ازلی بر اساس واقعه ای خیالی ساخته شده و مدعی است در سال 1377 نیروهای ایرانی 630 تن از افغانیان زندانی در اردوگاه «سفیدسنگ» را قتل عام کرده‌اند. بر اساس این داستان که گفته شده چند نفر از کارگران افغانی که در آن قتل عام حضور داشتند(و مشخص نیست چطور خودشان قتل عام نشدند) )) [2]

    [2] خوب! همین دیگه!! ایرانی ها می خواستند طوری بکشند که کسی زنده درنرود، همانگونه که طالب های پاکستانی، در شمال افغانستان، می خواست طوری دپلماتهای ایرانی را بکشند که ایرانی ها نفهمند که پاکستانی های که به ایرانی ها وعده امنیت جانی آنها را داده بود، کشته اند! از بین همان 8 یا 9 نفر، یکی از آن زیر زمین زنده برون آمد! این که جای تعجب ندارد که از بیابان سفید سنگ یکی دو نفر افغانی از زیز تیرباران آسمانی بالگرد های ایرانی زنده در بیایند.


    تهیه کننده این فیلم یک نفر افغانی به نام «داوود وهاب» است و کارگردان آن «زبیر فرغند»است. این تیم در حال حاضر در شمال کابل اردوگاه «سفید سنگ» را بازسازی کرده اند و تمام حوادث فیلم در همان در همان محل فیلمبرداری می شود. بودجه 300هزار دلاری فیلم از سوی یک موسسه امریکایی پرداخت شده است. جالب آنکه محل فیلم برداری این داستان فقط کمی با پایگاه هوایی بگرام فاصله دارد، جایی که نظامیان آمریکایی زندانیان افغان[طالبان]را در آن جا نگهداری می کنند.


    کارگردان فیلم کیست؟

    زبیر فرغند با آن که از نام های نسبتا قدیمی در سینمای افغانستان(اگر بتوان نام آن را سینما گذاشت!) به حساب می آید، اما تمام سابقه او به همان سابقه سینمای افغانستان بر می‌گردد، یعنی حدود یک سال. [3]

    [3] آخر ارباب چه کار کنیم ؟ مخباف ایرانی که ضد انقلاب ... محسوب می شود، توبه نصوحش را فراموش شده انگاشته شده و "سفر قندهار"ش ضد دینی تشخیص داده شده است. مرحوم آوینی که در دست رس نیست، اگر بود هم که مستند سفیدسنگ را تهیه نمی کرد ... ده نمکی هم درد و غیرت دینی ایرانی دارد و "فقر و فحشاء" می سازد و واقعیت اوردگاه سفید سنگ برای او اهمیت یا شاید هم ... چه میدانم.

    نویسنده مقاله ای در یکی از روزنامه های افغانستان که گویا از ساخت یک فیلم گران قیمت در کشورش به شدت به وجد آمده است، می گوید:این فیلم داستان ناگفته و ناگفتنی رنج افغان های مقیم ایران است. این فیلم اولین گام بزرگی است برای بازگویی قصه های مهاجرت. آن چه در اردوگاه های ایران بر سر افغان ها می گذرد، بخشی از تراژدی بی پایانی است که میلیون ها انسان بی صدا نقش قربانیان ازلی آن را بازی می کنند. حکومت نژادپرست ایران با تبلیغ نفرت و دگرستیزی در میان مردم ایران، زندگی افغان ها را عملا به یک کابوس شبانه روزی تبدیل کرده است. این فیلم بدون شک نمی تواند تصویر کاملی از 30 سال مهاجرت افغان ها در ایران باشد؛ اما کم ازکم فتح بابی می تواند باشد بر این موضوع، موضوعی که بدون شک بخشی از تاریخ معاصر ملت افغانستان به حساب خواهد آمد.

    همچنان که نویسنده گستاخ این مقاله به خود اجازه می دهد در مورد مردم ایران اینطور اظهار نظر کند [4] ،

    [4] واقعیت نویسی، اگر گستاخی باشد، در اخلاق عملی و نظری اسلامی، صفات نیکو و شجاعت شمرده می شود. اگر منظور نوسنده ایرانی، از گستاخی این است که یک افغانی چطور جرئت کرده که بر علیه اربابش بی شورد ... برای آن است که این نوسنده افغانی، این گستاخی واقعیت گویی را خارج از ایران مرتکیب شده است؛ لذا میتوانید این جرم را از طریق پلس انترپل دنبال و پی گیری نمایید. اگر منظور این نوسنده ایرانی، از گستاخی دروغ گویی و هتاکی و فحاشی و زخم زبان، طعنه زنی ... باشد که متأسفانه خودش مصداق اکمل "تقولوا مالاتفعلوا" است. چون نوشته اش سر تا پا دروغ و هتاکی و فحاشی و طعنه بازی ... است. فقط به عنوان های مقاله این ایرانی نگاه نمایید، فکر می کنید با یک پیره زن احساساتیی شور زبان طرف هستید = "پاداش 30سال مهمان نوازی ایرانیان" و " مهمانان نخوانده" و " اینترنت آن لان وسط خرابه ها" و "ساگهای با بوی خشخاش" .


    [ سه شنبه 88/1/4 ] [ 7:58 صبح ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]


    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
    درباره وبلاگ

    دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
    این جهان همچون درخت است‏ اى کرام
    ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است
    تا جنینى کار خون آشامى است
    موضوعات وب
    امکانات وب


    بازدید امروز: 221
    بازدید دیروز: 157
    کل بازدیدها: 278385
    تماس با ما