سفارش تبلیغ
صبا

سلام مهاجر
لینک های مفید
  • صفحه اصلی
  • نویسندگان

    سخنرانی ای که پدرام را ثبت تاریخ سیاست و ادب افغانستان نمود

    برسی نو از سخنرانی عبد الطیف پدرام در مجلس شورای ملی و لوی­جرگه یِ افغانستان.

     حمله نماینده گان فاشست به پدرام

    سخنان پدرام، بسیار سلیس، روان و فصیح ادا می شود، که از نظر ادبیات فارسی در میان سخنوران فارسی افغانستان، منحصر به فرد محسوب می شود؛ اصلا کلمات به گونه ای پشت سرهم چیده می شود که ما فوق بلاغت و فصاحت در زبان فارسی است همانند شعر «همای رحمت»!! ... ، لذا بدین جهت لطیف پدرام با این سخنرانی، خود را در تاریخ سیاسی و ادبی زبان فارسی در افغانستان ثبت نموده است؛ شاید در تاریخ ادبیات فارسی در افغانستان، بخاطر تسلط فاشستی و نژادی، مورد توجه چندانی قرار نگیرد، ولی از منظر تاریخ سیاسی در افغانستان، این سخنان او را ثبت تاریخ افغانستان نموده و وی را در کنار شخصیت های تاریخی چون شهیدمزاری و مسعود ثبت نمود.

     

    * جالبتر از همه آن که مستندات سخنا ایشان، همانجا در مجلس شورای ملی، جلو چشم ملیونها اتباع ملی و غیر ملی، به صورت معجزه آسا به عنوان «دلیل عینی» به  نمایش در می­آید !!؛ به ویدیویی این سخنرانی دقت نمایید.

     

    * دیدن و شنیدن این سخنرانی برای تمام اقوام و قباییل اصیل ملت ما، الزام اخلاقی و سیاسی دارد؛ برای تمام دلسوزان اندیشمندان ملت، مسئولیت تاریخی می­آورد که دانسته های تاریخی و سیاسی و فرهنگی شان را از نو برسی نموده با وضعیت این چنینی امروز عیار و آماده سازند.


     

    دفاع تمام قد پدرام از حقوق هزاره‌ها + ویدیوی درگیری پارلمان

    شفقنا افغانستان _ در جلسه امروز پارلمان عبدالطیف پدرام، نماینده مردم بدخشان در پارلمان نسبت به تقسیم حوزه‌های انتخاباتی غزنی موضع گرفته و تقسیم این ولایت را تبعیض نژادی علیه هزاره‌ها دانسته است.

    وی حکومت را به فاشیسم متهم کرده و خطاب به مردم هزاره می‌گوید : اعتبار امروز شما به واسطه خون شهیدان شما همچون شهید عبدالعلی مزاری است.

    بعد از سخنان(تاریخی و) جنجالی پدرام، برخی نمایندگان(فاشیست) به سوی وی حمله‌ور شده و او را به باد انتقاد (بدون دلیل) گرفتند.


    [ شنبه 97/4/23 ] [ 4:44 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]
    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
    درباره وبلاگ

    دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
    این جهان همچون درخت است‏ اى کرام
    ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است
    تا جنینى کار خون آشامى است
    موضوعات وب
    امکانات وب


    بازدید امروز: 33
    بازدید دیروز: 169
    کل بازدیدها: 312855
    تماس با ما