سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

سلام مهاجر
لینک های مفید
  • صفحه اصلی
  • نویسندگان

     دو سوال برای نو شدن

     سلام ای خالق فصل بهاران

    مهربان آموزکار خوب باران

    خدایا! سال خوب عطافر

    بدان خوبی باشد از بهار سبز آن پیدا

    ای گرداننده دل­ها و نور دیده­ها!

    دلم را بی­حسد، کینه، آری لایق پاک خودت فرما

    برای تمام شما دوستان صمیمی سال نو نیکی را از یزدان پاک تمنّی دارم.

    نوشته ذیل عیدانه­ی کوچک است که امیدوارم از همین روز آغازین سال تصمیم بی­گریم که تا آخر این سال ... نه، نه! بلکه تا آخر عمر مان در سایه سار صبر "صله رحم" دفتر زندگی مان با مُهر مِهربانی ، مُهر شده و برای همیشه در تهی دلها ساف و سبز، خط نخورده بلکه آندیر لاین شده به صورت افراد کلیدی در میان قوم مردم مان ماندگار باشیم.

    آیا نمی خواهید مثل بهار نو شود؟ به این دو سوال اساسی پاسخ دهید نو شده اید!

    خوب! پس سال نو شدن شما مبارک! شروع:

    برای نوشدن با سال نو چه برنامه های دارید؟ قبل از این که برنامه های سال نوتان را مرور کنید و یا تازه بیادش افتاده اید که برنامه ای بریزید؛ به این دو سوال پاسخ بدهید و پیش بروید:

        1) در سال گذشته چه کار و برنامه ای داشتید که برای شما هم سود و منفعت مادی داشت و هم معنوی؟

    دقیقاً رویش فکر نموده پاسخ را برای خودتان بینوسید.

        2) چه اتفاق ناخوش آیندی ازناحیه خودتان یا دگران پیش آمد که برای شما خیلی زیان آور بود، که هم متحمل ضرر و زیان مادی شدید و هم معنوی؟

    شاید به خاطر آوردن اتفاق­ها و پیش آمدهای بد چندان کاری مشکل نباشد، و چه بسا که مثل خوره به ذهن ما بی چسپد که رهای از کار سخت باشد. ولی به هر صورت باز هم همانند سوال اول دقیقاً با تمام جزئیات بینوسید.

    امید وارم که برای شما سوال دوم اتفاق نیافتاده باشد. امّا به هر صورت، برای رهایی از پیش آمدهای نا خوش آیند سال کهنه و ارتقاء دادن به کارها و برنامه های مفید سال گذشته چه برنامه ای دارید؟

    پس کار و برنامه ی برای سال آینده چه شد؟

    آری برای نوشدن، می باید زشتی ها نا به هنجاری­های گذشته را با برنامه ریزی دقیق در رفع و دفعش تلاش کنیم. این امر خیلی مهم تر از برنامه ریزی و مدیریت جواب سوال است؛ چون از دید عقلاء دفع ضرر محتمل و ممکن از جلب منفعت مهم تر است. اگر ما حوادث نا خوش آیند را نتوانیم مدیریت کنیم، برنامه های پیشرفت ما را دچار اختلال و چه بسا که تعطیل می کند.

    اهمیت صله رحم در اسلام

    صله رحم در لغت:"رحم" در اصل به معنی "جایگاه جنین" در شکم مادر است، سپس این تعبیر به تمام خویشاوندان اطلاق و استعمال شده است، به خاطر آن که از رحم واحدی نشأت گرفته اند.

    اسلام نسبت به صله رحم چون کمک، حمایت و محبت نسبت به خویشاوندان، اهمیت فوق العادة ای قائل شده است و قطع رحم و بریدن رابطه از خویشاوندان و بستگان را شدیداً نهی نموده است.

    اهمیت صله رحم تا آنجاست که پیامبر اسلام (ص) می فرماید : پیوند با خویشاوندان، شهرها را آباد می سازد، و بر عمر ها می افزاید هر چند انجام دهندگان آن از نیکان نباشند.

    در سخنان امام صادق ع می خوانیم: « صل رحمک ولو بشربة من ماء و افضل ما یوصل به الرحم کف الذی عنها» پیوند خویشاوندی خویش را حتی با یک جرعه ای آب محکم کن و بهترین راه برای خدمت به آنان این است که (حد اقل) از تو آزار و مزاحمتی نبینند.

    زشتی و گناه قطع رحم به حدی است که امام سجاد ع به فرزند خود نصیحت می نماید که از مصاحبت و نشست و برخواست با پنج دسته بپرهیزد، یکی از آن پیج گروه کسانی هستند که قطع صله رحم می کرده اند،چون در سه جای قرآن آنها را ملعون و دور از رحمت خدا شمرده است.

    سه گروه هست که وارد بهشت نمی شود: کسی که شراب استفاده کند، و ساحر و کسی که قطع صله رحم کرده باشد.

    کوتاه سخن این که : قرآن نسبت به قاطعان رحم و برهم زنندگان پیوند خویشا وندی تعبیرات شدیدی دارد، و احادیث اسلامی نیز آنها را سخت مذمت کرده است.

    از پیامبر پرسیدند: مبغوص ترین عمل در پیشگاه خداوند کدام است؟ در پاسخ فرمود: "شرک به خدا".

    پرسیدند بعد از آن؟ فرمود: "قطع رحم".

    علت این که اسلام نسبت به نگهداری و حفظ پیوند خویشاوندی این همه پافشاری کرده این است که همیشه برای اصلاح، تقویت، پیشرفت تکامل و عظمت بخشیدن به یک اجتماع بزرگ، چه از نظر اقتصادی یا نظامی، و چه از نظر جنبه های معنوی و اخلاقی باید از واحد های کوچک آن شروع کرد، با پیشرفت و تقویت تمام واحد های کوچک، اجتماع عظیم، خود به خود اصلاح خواهد شد.

    زیرا تقویت بنیه افرادی را توصیه می کند که خون شان در رگ و پوست هم در گردش است، اضای یک خانواده اند، و پیداست هنگامی که اجتماعات کوچک خویشاوندی نیرومند شد، اجتماع آنها نیز عظمت می یابد و از هر نظر قوی خواهد شد، شاید حدیثی که می گوید : "صله رحیم باعث آبادی شهر ها می گردد" به همین معنی اشاره باشد.

    موجبات مرگ و فقر    (اصولکافی ج4؛ ص46-48 )

    امام صادق(ع) توصیه نمود که از حالقه بی پرهزید که مردان را می میرانت!. برخی از اصحاب پرسیدند؛ ای فرزند رسول الله، حالقه چیست؟ حضرت پاسخ داد: آن قطع صله ارحام (قطع رابطه با بستگان و خویشاوندان) است.

    * بعضی از اصحاب امام صادق(ع) می گوید: من به حضرت عرض کردم: برادران و عموزادگانم، خانه ام را بر من تنگ کرده و از همه آن خانه ها مرا به یک اتاق آن پناهنده کرده اند، و من چنانچه در این باره اقدام کنم (یعنی به حکومت عارض شوم) آنچه در دست آنها است بی گیرم؟ می گوید: آن حضرت فرمود: "اصبر فان الله سیجعل لک فرجاً" صبر کن، بزودی خداوند خداوند برایت فرج و گشایش قرار می دهد.

    من منصرف شدم، بیماری وبایی در سال صدو سی و یک بیامد و به خدا سوگند همگی آنها مردند و یک نفر از آنها باقی نماند. می گوید : نزد امام صادق (ع) رفتم. همین که بر آن حضرت وارد شدم، فرمود:  حال اهل خانه ات چطور است؟ عرض کردم: به خدا سوگند همه آنها مردند، و یک نفر از آنها باقی نمانده است.

    حضرت فرمود: مرگ آنها به خاطر آن کاری بود که با تو کردند و مجازات شدند، آنهم چیزی نبود چز قطع صله رحم؛ آیا دوست داشتی آنها زنده بودند، حال آن که بر تو تنگ گرفته بودند؟ گفتم: آری به خدا سوگند.

    کسانی که زود مجازات می شوند

    رسول اکرم(ص) به علی (ع) فرمود: یا علی! چهار کس به زودی گرفتار عقوبت و مجازات می شوند:

    1) کسی که به او نیکی کنی و نیکی تو را با بدی جواب دهد؛

    2) کسی که به او بدی نکنی و او به تو ستم و ظلم روا دارد؛

        3) کسی که به او معاهده ای (تعهدی قول قرار بیبندی) بر قرار کنی و تو به عهد خو وفا نمایی و پایبند باشی و او با تو خیانت کرده به تعهدات خود پایبندی نکند؛

        4) کسی که او با اقرباء و خویشاوندان رفت و آمد نماید و آنها قطع رحم و روابط کنند.(از وصایایی پیامبر عظیم الشأن به علی(ع)؛ از کتاب "هفت آسمان جوانی؛ش5 ؛ص89")

    کسانی که حتماً قبل از مرگ مجازات می شوند

    * امام باقر(ع) میفرماید: در کتاب امرالمؤمنین (ع) آمده است که: سه خصلت که هر کس داشته باشد، نمی میرد، مگر آن که مجازات آنها را در دنیا بی چشد و بکشد. که عبارتند از: ستمگری، قطع صله رحم و قسم دروغ، که قسم دروغ مبارزه با خداست. بهترین اطاعت و عبادت که ثواب و پاداش آن را زود در یافت می شود، صله رحم با خویشاوندان می باشد. چه بسیار اقوام که بدکارند و از حق روی گردان، چون با بستگان شان صله رحم دارند، اموال شان رشد می کنند و ثروت می شوند. بدرستی که قسم دروغ، و قطع صله رحم، خانه ها را اهلش خالی و بی خانمان کنند، و خویشاوندان را از ریشه برکنند و مایه قطع نسل گردد.

    این جا خشم نکن: شخصی خدمت امام صادق (ع) آمد و از اقارب و خویشان خودش شکایت کرد، حضرت فرمود: خشمت را فروبر و این کار را دائماً انجام بده. آن شخص گفت: یابن رسول الله ولی آنها دست از ازار من برنمیدارند. حضرت فرمو: آیا می خواهی توهم مثل آنها باشی که خداوند به تو نظر رحمت ننماید؟!

    این جا قطع ارتباط نکن:     از امام صادق (ع): با بستگانت قطع رابطه نکن و گرچند با تو قطع رابطه کند.

    این کار موجب فقر و مرگ می شود: زمان که قطع صله رحم بوجود بیاید، مال و ثروت بدست اشرار میافتد!.

    رضاحسنی 

    rjt2267@gmail.com


    [ پنج شنبه 89/12/26 ] [ 8:2 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    سید عظیم کبرزانی میگوید:

    به نظر من فرهنگ سازی در یک جامعه مهم ترین اصل باز سازی است که متاسفانه نه تنها جنگهای خانمان سوز چند دهه زیر بناهای کشور ما را متزلزل کرده بل بیشترین خسارات را برپیکر فرهنگ اصیل ما وار کرده است به عنوان مثال ما درشهر خود کارهای گروهی به نام حشر یا گروپی داشتیم که مردم در مواردی زیاد به خاطر حل مشکلات خود به عرصه می امدند و برای رفع مشکلات استین بالا میزند اما متاسفانه نظر به عواملی این کار عظیم به فراموشی سپرده شده است و ما متاسفانه به یک جامعه طفیلی تبدیل شده ایم و اجرای همه امور خود را از دیگران توقع داریم .

    شهرکابل

    پیشنهاد مشخص من در قدم اول به دولت افغانستان این است که در رسانه های خویش از این امر خیر یعنی کار گروهی به خاطر حل مشکلات و طرح پاک کاری شهر های توسط مردم برنامه های را ایجاد نماید .

    برچسب : , , ,


    [ پنج شنبه 89/12/26 ] [ 12:8 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

     

    ثروتچهره بد ثروت با تقوا

    قدیمی ها گفته اند، "پول چیزی جدا از این بدن فزیکی است." همه این را می دانند، اما در طلب آن هستند. یک مرد جوان برای ارضای خوات ها و تماناهایش در پی آن، یک زن جوان آن را برای زینت و تجمل می خواهد و فردی مسن به دنبال آن است تا در سنین پیری از خود مواظبت کند. فردی فاضل برای آبرو و حیثیت خود در آرزوی آن است، یک کارمند به خاطر آن وظیفه اش را انجام می دهد و غیره. بنابراین همه به دنبال آن هستند.

    بعضی از افراد حتی به خاطر آن جنگ و دعوا به راه می اندازند؛ آنهایی که پرخاشگر و ستیزه جو هستند به خاطر آن خطرهایی به جان می خرند، افراد تندخو و عصبانی برای آن به خشونت متوسل می شوند، افراد حسود ممکن است به خاطر آن از عصبانیت بمیرند. این وظیفه­ی حکام و صاحب منصبان است که ثروت و کامیابی را به عامه ی مردم عرضع کنند، اما ترویج پول پرستی بدترین سیاستی است که شخص می تواند انتخاب کند. ثروت بدون تقوا به همه ی موجودات صدمه می­رساند، در حالی که تقوا چیزی است که همه ی مردم در آرزویش هستند. به همین جهت، نمی توان بدون این که تقوا را ترقی داد مرفه و ثروتمند شد.

    تقوا در زندگی های گذشته جمع می­شود. یک پادشاه، صاحب منصب، ثروتمند شدن یا اعیان و اشراف بوبدن همگی از تقوا می آیند. بدون تقوا، بردی نیست، از دست دادن تقوا به معنی از دست دادن همه چیز است. در نتیجه آنهایی که در جستجوی قدرت و ثروت هستند باید اول از همه تقوا جمع کنند. با تحمل کردن درد و رنج و انجام کارهای خوب می توان در بین توده های مردم تقوا ذخیره کرد. برای رسیدن به این هدف، بایستی از اصول علت و معلول آگاهی داشت. آگاهی به این اصل می تواند صاحب منصبان و توده ی مردم را قادر سازد که خویشتن داری را تمرین کرده و بدین وسیله رفاه و خوشبختی و صلح در زیر آسمان غلبه خواهد کرد.

    لی هنگجی6 ژانویه، 1995


    [ یکشنبه 89/12/22 ] [ 12:0 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    فغان از ایدز در سرزمین افغان
    در بزرگ یک کلینیک درمانی، اول صبح در شهر کابل باز می‌شود و افرادی با صورت‌های پیچیده در شال‌های بزرگ بیرون می‌آیند. اینها از شال فقط به خاطر سردی هوا استفاده نمی‌کنند. کارایی اصلی شال‌ها مخفی نگه داشتن هویت این آدم‌هاست....


     افرادی که به این کلینیک رفت و آمد دارند، مبتلا به ایدز هستند. این بیماران برای دریافت داروهای خود صبح خیلی زود به این مرکز می‌آیند و قبل از اینکه کسی آنها را ببیند به خانه‌های خود برمی‌گردند. گفت‌وگو با رادیو و تلویزیون که هیچ، آنها حتی حاضر نیستند حروف اختصاری نامشان هم در مجله یا روزنامه‌ای چاپ شود. یکی از این بیماران که فقط 26 سال دارد، می‌گوید: «این بزرگ‌ترین راز زندگی من است. به خصوص حاضر نیستم مادرم چیزی از این موضوع بداند چون اگر بفهمد من آلوده به «HIV  » هستم حتما می‌میرد.»

     

    براساس آمارهایی که در افغانستان وجود دارد، 636 نفر از جمعیت 30 میلیونی این کشور مبتلا به ایدز هستند. اما کارشناسان معتقدند چنین آماری در حد یک شوخی است. در افغانستان زیر پوشش تعصبات و تابوهایی که حاصل جهل و نادانی است، HIV   و ایدز هر روز بیشتر و بیشتر پیشرفت می‌کنند و به جمع دیگر مشکلات این کشور افزوده می‌شوند. سازمان «مدیسن دوموند» در سال 2009 برنامه‌های درمانی ضدویروسی HIV   را در افغانستان پایه‌گذاری کرد. الیویر واند کاستیل، یکی از کارشناسان مدیسن دوموند می‌گوید: «سازمان ملل معتقد است در حال حاضر آمار مبتلایان به ایدز در افغانستان هزاران نفر است. علاوه بر این تعداد معتادان تزریقی هم در این کشور روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند. پس اگر در چند سال آینده تعداد بیماران ایدزی در این کشور به حد انفجار برسد، ‌اصلا تعجب‌آور نخواهد بود.» افغانستان، بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر در سرتاسر جهان است. طبق برخی آمارها حدود یک میلیون نفر از مردم این کشور معتاد هستند که 20 هزار نفر از آنها مواد را به شکل تزریقی استفاده می‌کنند. اما بدترین بخش سناریو این است که 80 درصد از این معتادان تزریقی از سرنگ‌های دست دوم و به شکل شریکی با دیگر معتادان استفاده می‌کنند. اکثر این افراد به طور دسته‌جمعی زیر پل‌ها یا درون ساختمان‌های نیمه‌ویران زندگی می‌کنند. آنها هیچ نوع دسترسی‌ای به پزشک، آزمایشگاه‌ها یا مراکز درمانی ندارند. بنابراین بیشتر این افراد جنگ‌زده و بی‌خانمان از وجود چنین بیماری‌ای در بدن خود بی‌خبر هستند. حتی آنهایی که می‌دانند آلوده به HIV  هستند هم سعی می‌کنند چیزی از این موضوع بر زبان نیاورند چون در افغانستان بیماری ایدز همیشه یک معنی دارد؛ روابط جنسی غیراخلاقی.

     

    بی‌پولی و نادانی؛ دو یار HIV

    دکتر فهیم پیغام، مدیر مرکز ملی مبارزه با ایدز در افغانستان می‌گوید: «یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که در راه مبارزه با HIV در افغانستان وجود دارد، طرز تفکر مردم نسبت به بیماری ایدز است. اکثر افغان‌ها فکر می‌کنند این بیماری به علت روابط جنسی نامشروع منتقل می‌شود.» البته غیر از این تابوهای وحشتناک مشکلات دیگری هم هست. مثلا تامین بودجه کافی برای برنامه‌های پیشگیری و درمان. هارشت ویرک، کارشناس مبارزه با ایدز در کابل می‌گوید: «اکثر هزینه‌های مربوطه از طریق کمک‌های بین‌المللی تامین می‌شود. مثلا بانک جهانی در 3 سال گذشته حدود 10 میلیون دلار برای مبارزه با HIV و ایدز هزینه کرده است.» ویرک معتقد است که گرچه این مقدار پول برای برنامه‌های پیشگیری و درمان ایدز در افغانستان کافی نیست اما نمی‌توان انتظار بیش از این را داشت. چون مسایل و مشکلات بسیار مهم دیگری هم در افغانستان وجود دارد که حل آنها نیازمند کمک‌های بین‌المللی است.

    سال گذشته طرح درمانی بزرگی در افغانستان راه‌اندازی شد که متادون مجانی در اختیار معتادان قرار می‌داد. اگر این برنامه با موفقیت پیش می‌رفت، این قرص جانشین فرم تزریقی هرویین می‌شد و تعداد معتادان تزریقی کاهش پیدا می‌کرد. اما متاسفانه به دلیل مسایل امنیتی این طرح متوقف شد. کارشنان بهداشت می‌گویند اولین قدم برای مبارزه با ایدز در افغانستان، جلب رضایت مقامات حکومتی است. چون مسوولان دولت افغانستان معتقدند اگر متادون یا کاندوم رایگان در اختیار عموم قرار بگیرد، در واقع مردم به فساد و فحشا ترغیب می‌شوند.


    [ دوشنبه 89/12/16 ] [ 5:39 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    افغانی! تا افغانی، سرگردانی

     

    مهاجرین افغانی فاقد مدرک را حتی دولت افغانستان هم حمایت و پشتبانی نمی کند. حال آن که وضع اقتصادی و معشتی مهاجرین افغانی فاقد مدرک اقامت در ایران، از جهات مختلفی، نه تنها بدتر از مهاجرین دارای کارت اقامت هستند، بلکه وضع نا بسامان و گرفتاری های آنها با هیچ مهاجر غیر قانونی در دنیا قابل مقایسه نمی باشد.

     

    آری، درست است! از روز که کشور ما افغانستان شده است و حاکمان بی سر ما، اوغان، مردم ما در داخل خارج بی سرنوشت و سرگردان است. باور ندارید؟ بروید تاریخ افغانستان را بخوانید.

    ---------------------------------

    ... در داخل و خارج، بخاطر حکومتی فاسد و ناپاسخ گو، مردم ما، در کوره راهای تاریک سرگردانی و بی سرنوشتی، قدم های را برمیدارند که نمی دانند گام بعدی در چه چاه و چاله ای پا خواههد گذاشت.

    امروز رفته بودم تهران سفارت باصطلاح کبرای افغانستان، برای بدست آوردن وکالت برای یکی از بستگانم در افغانستان ... دیدم! مردم دسته، دسته و معطل و پریشان پیش سفارت به صورت صف های از بس معطلی بهم ریخته استاده و نشسته اند و به دیوار غربت سرگردانی تکیه داده اند، این طرف و آن طرف استاده و نشسته الّافند.

    شروع کردم از این و آن پرسیدن که این صف های وقت کش و سرگردانی زا برای چیست؟ یکی می گوید: برای اخذ پاسپورت از اصفهان آمده است. آن دگری می گوید از شیراز ... آمده اند برای گرفتن نامه آمده اند ...

    وقت که از اشان توضیح می خواهم که چرا این همه آدم برای گرفتن پاسپورت آمده اند؟ کمتر حاضر می شوند که بگویند که پاسپورت برای چه می خواهند!. لذا داخل یک محوطه شدم که تعدادی زیادی از زن و مرد محرم و نامحرم به صورت صف و انتظار روی صندلی های پلاستکی منتظر بودند. به شخص برخوردم که آدم آرام و خونسردی به نظر می آمد، ازش پرسیدم که این همه آدم ها پاسپورت را برای چه می خواهند ؟ ....

    او مقداری برایم توضیح داد که ایرانی ها اعلام کرده است، کسانی که کارت مهاجرت دارند، میتوانند پاسپورت بی گیرند، بدون خروج از ایران، تا زمان که خود شان یا فرزندان شان مشغول تحصیل هستند اقامه داده می شود. البته این دقیقاً کپی همان بلای است که هشت سال قبل بر سر ما آمد! یعنی اعلام کردند؛ کسانی که کارت مهاجرت شان را تحویل بدهند و پاسپورت بی گیرند، از طرف وزارت خارجه ایران برای آنها در کشور شان ویزای تحصیلی فرستاده می شود؛ یعنی از ایران خارج شوند و از کشور شان با ویزای تحصیلی برگردند، برای شان اقامه داده می شود! ما فکر می کردیم که اخذ پاسپورت همانند آزادی های که دارد، دارنده آن میتواند بدون نامه راهداری به هر استان ایران سفر کند، دوام و بقای اقامه اش هم از کارت مهاجرت طولانی تر خواهد بود! - گرچند هرسال برای تمدید پاسپورت و اقامه برای ما هزینه ای داشت- ذهی خیال باطل!.

    به علاوه ایشان نکته ای دیگری را متذکر شده که خیلی جالب بود، و آن این که کسانی که این پاسپورت از سفارت افغانستان در ایران گرفته اند، اگر بروند افغانستان، ویزا نمی شود؛ یعنی با این پاسپورت ویزا نمی توانند بی گیرند، این پاسپورت در داخل افغانستان از طریق سفارت ویزا داده نمی شود! چون این پاسپورت ها خارج از افغانستان از سفارت داده شده است!!.

    آری! مردم مجبور و معذور بی خبر از تمام جهات مثبت و منفی تبدیل کارت مهاجرت، به پاسپورت و عدم تبدیل آن به پاسپورت، با نگرانی دلهره و امید و نا امیدی در هر دو طرف؛ لذا برخی رسک می کنند اقدام به اخذ پاسپورت می کنند و برخی مهاجرین به همان کارت مهاجرت مدت دار که از چهار ماه تا شش ماه بیشتر ندارد اکتفا کرده و منتظر سرنوشت گوند خود شان مانده اند.

    تنها تفاوت که کارت با پاسپورت دارد آن است که کارت مهاجرت را دولت افغانستان، سازمان ملل و ایران در قبال سرنوشت دارندگان آن قانوناً مسئولیت دارند؛ هرتصمیم هم گرفته شود، می باید با مشاوره و مفوافقت سه جانبه باشد؛ امّا پاسپورت را فقط دولت ایران ساپورت می کند؛ یعنی تا هر زمان که خواستند اقامه می دهد و هروقت که نخواستند می تواند اقامه ندهد.

    مهاجرین به هیچ نهاد منبع دست رسی ندارند که از آنها سوال کنند که کدام یک؛ یعنی عدم تبدیل کارت مهاجرت به پاسپورت، بهتر است یا تبدیل آن به پاسپورت؟ امّا مهاجرین افغانی فاقد مدرک را حتی دولت افغانستان هم حمایت و پشتبانی نمی کند. حال آن که وضع اقتصادی و معشتی فاقدین مدرک اقامت در ایران، از جهات مختلفی، نه تنها بدتر از مهاجرین دارای کارت اقامت هستند، بلکه وضع نا بسامان و گرفتاری های آنها با هیچ مهاجر غیر قانونی در دنیا قابل مقایسه نمی باشد.

    این که این اطلاع رسانی مربوط چه نهاد مراکز می شود، پرواضح است. اما این که چراین نهادهای کذای مردم سرگردان و نگران را از مخمصه نمی رهانند و راهنمایی نمی کنند؟ این سوال هم مانند همان سوال اصلی بی جواب است و شما خوانندگان محترم جواب بگویید... .

    آری، درست است! از روز که کشور ما افغانستان شده است و حاکمان بی سر ما، اوغان، مردم ما در داخل خارج بی سرونشت و سرگردان است. باور ندارید؟ بروید تاریخ افغانستان را بخوانید.


    [ سه شنبه 89/12/3 ] [ 1:45 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]


    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
    درباره وبلاگ

    دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
    این جهان همچون درخت است‏ اى کرام
    ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است
    تا جنینى کار خون آشامى است
    موضوعات وب
    امکانات وب


    بازدید امروز: 14
    بازدید دیروز: 75
    کل بازدیدها: 259745
    تماس با ما