سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران

سلام مهاجر
لینک های مفید
  • صفحه اصلی
  • نویسندگان

    سوء استفاده طالبان از مراسیم شادی و غم مردم

     

    از کشته شدن تعداد از هم وطنان مان در قندهار که طی در گیری قوتهای ایساف با طالبان که از پوشیش مراسیم عروسی سؤ استفاده کرده بودند، اتفاق افتاد متأسفیم.

    چند نکته ای را در این بابت به هموطنان و مطبوعات و رسانه های گروهی افغانستان دارم، به صورت اختصار متذکر می شوم :

    الف : گروهای ترورستی ضد صلح و امنیتی طالبان و القاعده در افغانستان به دنبال اهداف شیطانی دهشت افگنی و ایجاد وحشت سلب امنیت مردم افغانستان است، آنها به جان مال مردم رحم نمی کنند، امنیت و آسایش مردم هم برای آن جنایتکاران اهمیتی نداشته و مهیم نیست. به همین جهت آنها از هر پوشش انسانی و غیر انسانی، برای دست یابی به اهداف کسیف ضد انسانی شان استفاده می کنند.

    لذا جریان سوء استفاده و حمله ترورستی طالبان، از پوشش مراسم شادی و عروسی هموطنان مان، اولین بار نمی باشد که در قندهار بوقوع پسوسته باشد، متأسفانه بار ها این دشمنان صلح امنیت برای هر چه بیشتر دهشت افگنی و ایجاد نا امنی در سرزمین عزیز مان افغانستان سؤ استفاده کرده و می کنند و سابقه دارند. چنان که چند سال قبل در وزرگان مشابه همین واقعه اسفبار قندهار اتفاق افتاد که طالبان از غفلت صاحبان مراسیم عروسی و سر و صداهای شادمانانه ای آنها که متأفانه معمولاً از تفنگ برای نشانه زنی استفاده می کنند، سؤ استفاده کرده به قوتهای ایساف و دولتی تجاوز کردند. در قبال حملات آنها اگر دولت و نیروهای ایساف پاسخ ندهند سؤ استفاده بیشتر و بدتر می کنند؛ اگر پاسخ داده شود متأسفانه منجر به صدمات جانی مالی افراد ملکی و هموطنان بی گناه ما می شود. در تاک تیک حمله شیطانی ترورستان اهداف ذیل را دنبال می کنند :

    1.     ایجاد وحشت و نا امنی در میان مردم افغانستان ؛

    2.     ایجاد تنفر در میان مردم عوام نسبت به قوتهای دوست صلح و آشتی ملی در افغانستان ؛

    3.     تضعیف و زیر سوال بردن دولت قانونی جمهوری اسلامی افغانستان؛

    4.     ایجاد شکاف میان دولت و مردم، بوجود آوردن دو دستگی در میان نمایندگانی مردم دولت و قومیت های مختلف ؛

    5.     مجبور کردن دولت در رویاروی با قوتهای "ناتو" و "ایساف" و دولت امریکا ؛

    6.     بدست آوردن سوژه تبلیغاتی برای خود شان و رسانه های دشمنان دولت جمهوری اسلامی افغانستان ...

    لذا بر دولت و اصحاب رسانه های گروهی؛ همانند مطبوعات و رادیوها ست که مردم را از شیوه های سوی استفاده های ترورستان و طالبان مردم را مطلع نمایند که آن وحشت افگنان در میان آن نفوز کرده و سوی استفاده نکنند.

    جالب توجه این جاست که بیشتر آنچه که تا کنون اتفاق افتاده است، و طالبان سوی استفاده کرده اند، از مراسیم های عروسی است. به نظر شما چرا از مراسیم های عزا سوی استفاده نمی کنند ؟

    جالب است بدانید که این متحجران کج اندیش، آن گونه مراسیم های شادی بویژه عروسی ای که در میان افغان ها مرسوم می باشد و برگزار می گردد، به ظن و گمان آن دوگماتیسم ها نا مشروع و غیر اسلامی است!. برای همین از میان صفوفی مراسیم های عروسی حملات شان را انجام می دهند که به هر یک از دو طرف قوتهای ایساف و صاحبان عروسی که صدمه و خسارات جانی و مالی وارد کنند را مشروع میدانند!.


    [ پنج شنبه 87/8/16 ] [ 3:2 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    جشنی در کوچه های نامهربان

    آوارگی     

    بیچارگی با عشق همبازیست بی بی    

    بیچاره تر از ما، در این جا کیست بی بی؟
    عاشق شدن پروانگی در باغ مرگ است     آوارگی مرگ است ورنه چیست بی بی؟
    ما را همانند اناری پوست کندند               زیباست اینها هیچ هم بد نیست بی بی
    امشب بیا و کوچه ها را مهربان کن           جای محبّت باز هم خالیست بی بی
    من مثل تو بی خانه ام در این دل دشت       بی خانمان هرگز نباید زیست بی بی

     (سلمانعلی زکی- مهاجر افغانی)

    با بچه ها گفتم : ما باید خود مان را با یک آرم معرفی کنیم؛ آن آرم ما هم « صلوات بر محمد و آل محمد بود، که برای اولین بار بود که بحمد الله[در صدا و سیمای افغانستان] مرسوم شد». در ادامه قرائت ایشان جلسه را به اوج خلسه معنوی برده بود! با هر نفس ایشان می گرفت، صدای «الله» «الله» و «احسن بارک الله» به صورت دسته جمعی که بلند می شد روح آدمی را زنده می کرد

    ***

    امروز اول ذیقعده، بنا بر روایتبی، میلاد فاطمه معصومه (س) دختر هفتمین امام شعیان، امام موسی کاظم(ع) می باشد.

    به همین مناسبت جمع از مهاجرین مظلوم شعیان هزاره افغانستان در یکی از محلات فقیر نشین شهر قم ایران در منزل از هم کشان شان دور هم جمع شده مراسیم جشنی را به پا دشتند.

    مراسم فوق با قرائت قرآن یکی از شاگردان کلاس قرائت «مجمع علمی فرهنگی امید فردا» آغاز گردید و با برنامه های زیر به پایان رسید :

    1.       قرائت مقاله ای روان ساده در موضوع زندگانی بی بی معصومه (س) بوسیله خانم نونهال کوثر رجایی؛

    2.       مقاله دیگری با عنوان فضائل فاطمه معصومه (س) بوسیله یکی از جوانان کلاس قرائت قرآن «مجمع علمی فرهنگی امید فردا» بنام محمد مفید، به خانش گرفته شد

    3.     یکی از قسمتهای جزاب و شنیدنی و دیدنی حضور محترم جناب اسحاق احدی بود. هنگام که ایشان بصورت چهارقد روی صندلی پشت بلند گو قرار گرفت و خودش را بر خلاف عرف معروف جلسه معرفی نمودند. همین که معلوم شد؛ ایشان اهل افشار سیلوی کابل می باشد، تمام گردن ها به سمت ایشان کشیده و چشم ها پروانه ای شمع وجود او شدند؛ زیرا «افشار سیلوی کابل»، عجین خون و شهادت و تمام مظلومیت خطه غرب غروب شعیان کابل می باشد ... وقت ایشان خودش را از «افشار سیلوی کابل» معرفی نمود، گویا ایشان قطع از مزار شهدای افشار کابل است که آمده این جا، همه از او انتظار عطر بوی شهدای مظلوم «افشار» را داشتند ... . خاطرات حضور ایشان در مراسم ها و مسابقات مشترک بین اهل سنت و تشیع در افغانستان واقعاً جالب و شنیدنی بود. از جمله این خاطره ایشان :

    مراسم بزرگ بود! وزیر فرهنگ و اطلاعا افغانستان و خیلی از مسئولین بلند پایه دیگر افغانستان و علماء و بزرگان اهل سنت  حضور داشتند. برنامه هم بصورت زنده و مستقیم پخش می شد... من هم که قیافه ام نشان نمی داد که شیعه هستم یاسنی! از طرفی هم اگر خودم را طبق عرف که در آنجا هر کسی خودش را با اسم و رسم و مذهب معرفی می کردم که جای نداشت ... با بچه ها گفتم : ما باید خود مان را با یک آرم معرفی کنیم؛ آن آرم ما هم « صلوات بر محمد و آل محمد بود، که برای اولین بار بود که بحمد الله[در صدا و سیمای افغانستان] مرسوم شد». در ادامه قرائت ایشان جلسه را به اوج خلسه معنوی برده بود! با هر نفس ایشان می گرفت، صدای «الله» «الله» و «احسن بارک الله» به صورت دسته جمعی که بلند می شد روح آدمی را زنده می کرد ...

    4.     در ادامه قاری جوان و حافظ کل قرآن کریم جناب آقای عباسی، استاد قرائت کلاس «مجمع علمی فرهنگی امید فردا» برنامه را با انتخاب آیات بوسیله حضار از حفظ با صوت زیبای مجلسی قرائت نموده تکمیل می نمودند و در ضمن ایشان در خواستهای آیات موضوعی مستمعین را قرائت نموده و ترجمه می نمود، که این قسمت هم از برنامه های قابل توجه حضار بود؛

    5.     در اخیر جناب حجة الاسلام و المسلمین جناب آقا جعفری که تازه از افغانستان تشریف آورده بودند با بیان اوضاع افغانستان مستمعین مستفید شدند. در ضمن یکی از بخش های جالب قابل توجه برندگان نوجوان مسابقه « آموزش احکام و عقایید» بود که قبلا توسط «مجمع علمی فرهنگی امید فردا» برگزار شده بود، بود.


    [ شنبه 87/8/11 ] [ 2:57 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    جواب طالبان در قبال خوش بینی های کرزی رو شن شفاف است، ولی ایشان سرنخش را گم انداخته است

    سخنگوی وزارت دفاع ملی کشور در یک گفتگوی تیلفونی به 8صبح گفت که به اساس گزارش قول اردوی 205 اتل دو روز قبل طالبان دو بس مسافر بری را در منطقه خاک چوپان ولسوالی میوند قندهار متوقف کرده و شش تن را در کنار جاده سر بریدند و 20 تن دیگر را در ولسوالی نهر سراج کشتند که نوع کشتن آنها تا هنوز روشن نیست. آقای عظیمی گفت که از 52 تن مسافر دیگر این بس ها تا اکنون هیچ گونه اطلاعی در دست نیست.
    در حالی که ادعا می شود این افراد سربازان اردوی ملی بوده باشند، آقای ظاهر عظیمی سخنگوی وزارت دفاع گفت که سربازان اردوی ملی با موترهای غیرنظامی سفر نمی کنند، بلکه معمولا از طریق ترانسپورت هوایی یا زمینی وزارت دفاع استفاده می کنند.
    با این حال گزارش های ضد و نقیضی در مورد هویت افراد کشته شده وجود دارد.
    آژانس خبری پژواک به نقل از قوماندان امنیه قندهار گزارش داده است که افراد مسلح ناشناس دو بس مسافربری نوع 303 را که از کابل حرکت کرده بودند در ولسوالی میوند ولایت قندهار متوقف کرده و بر آنها آتش گشودند. به گفته‌ی وی در یکی از موترها یک تن کشته و یک کودک زخمی شده، اما راننده توانسته است که با موتر از محل رویداد فرار کند. اما طالبان موتر دومی را که پنجاه تن مسافر داشته با خود به منطقه تیمور این ولسوالی بردند. پژواک به نقل از قوماندان امنیه می نویسد که طالبان این موتر را با مسافرین آن یک شب نگهداشته ولی بعدا ده تن را رها نموده و 40 دیگر را با خود نگه می دارند. به گفته‌ی همین منبع تمامی 40 تن باقی مانده از سوی طالبان کشته شده اند. قوماندان امنیه قندهار نیز تاکید کرده است که تمامی این افراد، مردم ملکی بوده اند. با این حال قاری یوسف احمدی که خود را سخنگوی طالبان می‌خواند، در تماس با رسانه ها گفته است که تمام افراد کشته شده سربازان اردوی ملی بودند که در لباس ملکی به سوی هلمند سفر می کردند.
    او گفت که تمامی این 27 تن باشندگان ولایت لغمان بوده اند که به تقاضای گلاب منگل والی هلمند به این ولایت می رفتند.
    در همین حال مردم محل گفته اند که اکثر این افراد سر بریده شده است، اما سخنگوی طالبان گفته است که آنها به همکاران گفته بودند که بالای آنان شلیک کنند.
    این در حالی است که چندی قبل ملاعمر رهبر فراری طالبان سربریدن افراد را ممنوع کرده بود و دستور داده بود که برای کشتن افراد از شلیک گلوله استفاده کنند.
    در همین حال یک منبع از ولایت قندهار که از ذکر نام‌اش خودداری کرد، گفت که این افراد محصلین آکادمی پولیس در ولایت قندهار بوده اند که برای تمرینات نظامی به منطقه‌ی بکوا در ولایت هلمند سفر می کردند.
    در همین حال یکی از افسران قوماندانی امنیه ولایت هلمند که از ذکر نام اش خودداری کرد، به 8صبح گفت که یکی از کسانی که در این رویداد زخم برداشته و اکنون در لشکرگاه بسر می‌برد، گفته است که تمامی این افراد باشندگان ولایت لغمان، کنر و جلال آباد بوده اند که می خواستند برای کار به کشور ایران بروند. به گفته‌ی این منبع طالبان به گمان این که مسافرین این بس ها از ملیشه های گلاب منگل والی هلمند اند، موترهای آنان را متوقف و آنان را به قتل رساندند.
    در همین حال گلاب منگل والی هلمند در گفتگو با رادیو بی بی سی این ادعا را که این افراد به دعوت وی از ولایت لغمان عازم ولایت هلمند بودند، رد کرد.


    [ دوشنبه 87/7/29 ] [ 3:47 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    آری! عزیزان این کار را می باید در ماه مبارک رمضان از شما بنده گاه مخلص خدا وند سبحان می کردم، ولی سلب توفیق بودم و دست رسی به اینترنت نداشتم!

    لذا از شما عزیزان جدا التماس دعا دارم تا خداوند به بنده فرصت و قدرت بیان دهد که حد اقل از ظلم ظالمان به پست میش بیشتر بنالم و چهره سیاه این این ریاکاران را به شما بنمایانم ...

    آری سخن نو و ناگفته ای که هیچ کس تا کنون نگفته و نمی تواند بگوید، دارم ولی وقت و فرصت و امکانات آنرا با تحریم اقتصادی ریاکاران، این گرگان به پست میش از بنده به صورت کاملا ظالمان سلب کرده اند؛ امید وارم انشاءالله با دعای شما دوستان بر این ریا کاران غالب آیم و ...


    [ جمعه 87/7/12 ] [ 3:55 عصر ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    آن خطر بزرگ مدعیان دروغین ارتباط بام امام زمان (عجج) چیست که امروز در عصر عقلانیت این قدر مهیم و جدی شده است ؟.

     **

    در فوایید انتظار فرج یگانه منجی علم بشریت، سخن زیاد گفته شده است. و تا آنجا که انتظار فرج یک منجی جهانی، در میان تمام مذاهبی آسمانی و غیر آسمانی مشهور و مشهود می باشد؛ که همین مسأله دلیل بر فطری بودن انتظار فرج تلقی شده است.

    سوال این جاست که آیا در میان بقیه مذاهب آسمانی من جمله مسحیت که انتظار ظهوری حضرت مسیح را می کشند؛ مدعیان این چنینی که در مذهب مکتب تشیع و جهان اسلام هست در میان آنها هم می باشد؟

    شاید یکی از علت های که در میان مسیحیان و یهودیان چنین ادعاهای- ارتباط با حضرت مسیح- دیده نمی شود؛ عدم حضور حضرت مسیح در زمین باشد.

    آری! وقت معنویت خیلی خاکی زمینی شود، هر فارسی نویسی بدون آگاهی علمی در مقولات آن قلم فرسایی نماید، خطرات مدعیان ارتباط با امام زمان، با انواع مختلفش - از قرار گرفتن در هاله نور امام زمان تا گرفتن دستورات مختلف کما این که تاکنون بوده، فکر می کنم اقتدای به نماز آن حضرت چنان که مقام معظم رهبری می فرماید : "ادعای اقتدا به امام زمان(عج) در نماز شرم آور است" شرم آور تر از گرفتن دستورات تا کنون در پروند مدعیان به ارتباط با آن حضرت آمده است و حتی موارد هم مورد اجرا و عمل قرار گرفته، شرم آور تر نخواهد بود. آن چه که سوال بر انگیز می باشد، دو مسأله است :

    1- با این همه مدعیان صادق چه کار کنیم؟ معیار و میزان تشخیص مدعیان کاذب-که خطر آفرین است- از صادق - که خطر زا نیست، - چیست؟

    2- نه خیر! "خر ما از کرگی دم نداشت" به صورت موجبه کلیه بگوییم : "ادعای رویت، ارتباط و دستور گرفتن از حضرت حجت حقیقتا شرم آور است " "ادعای رؤیت، ارتباط، تشرف، دستور گرفتن از حضرت حجت و اقتدا به آن حضرت در نماز، ادعاهایی حقیقتاً شرم آور و پیرایه‌های باطلی است که ممکن است حقیقتِ روشن انتظار را در چشم و دل انسان های پاک نهاد، مشوب کند... البته ممکن است انسان سعادتمندی، این ظرفیت را پیدا کند که چشم دلش به نور جمال مبارک حضرت حجت روشن شود اما چنین کسانی اهل ادعا و بازگو کردن این مسائل نیستند"...  ادعای ارتباط با امام زمان بعد از غیبت کبری، از هیچ مقام معنوی و علمی و مادی ... قابل قبول نیست! تمام این ادعای که تا کنون شده است همه باطل دروغ است.

    چنان که در برخی سایت های خبری آمده است، این ارتباط با امام زمان را که  یک خطری بزرگی است که حاج آقای هاشمی، ریاست محترم مصلحت نظام هم این خطر را گوش زد نموده است.

    ** آن خطر بزرگ مدعیان دروغین ارتباط بام امام زمان (عجج) چیست که امروز در عصر عقلانیت این قدر مهیم و جدی شده است ؟.

     


    [ سه شنبه 87/5/29 ] [ 9:21 صبح ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    از قابل توجه ترین برنامه های جاری، قسمت سوم برنامه ها  بود.

    لذا بر مسئولین مجمع می باشد که این قسمت را از جهات مختلفی کارشناسانه ترش نموده و اهمت ویژه به این قسمت قائل شوند. چون در قالب مسابقه مهمترین موضوعات دینی مذهبی، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را به صورت کاملا غیر مستقیم و با همکاری و همگامی همه جانبه پیام گیران، پیام را به صورت مأثری به آنها منتقل نمود.

    به مناسبت سال روز میلاد مسعو یگانه منجی عالم بشریت، حضرت حجة بن الحسن عکسری(ع) امام زمان (عجج) مراسیم جشنی از طرف « مجمع فرهنگی اجتماعی امید فردا » با برنامه های ذیل  برگزار گردید :

    1- قرائت قرآن ؛

    2- مداحی جناب آقای الهامی ؛

    3- برگزاری مسابقه در محور سه موضوع عقایید ، احکام و امور سیاسی- تاریخی کشور؛

    4- سخنرانی جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای واعظی زاده؛ سخنان ایشان در محور انتظارفرج و فوایید انتظار و خصوصیات منتظران امام زمان (عجج) بود که انتظارفرج  را ایشان با دلائیلی اثبات نمود که از امور فطری محسوب می شود. اساس کار منتظران را  توجه به خدا و عبادت خالصانه آنهاست که در رأس عبادات شان نماز و ذکات قرار دارد. یعنی که از مهیمترین وظائف آنها توجه به جامعه نیاز مندی های جامعه از دو بعد مادی معنوی است؛ لذا امر به معروف نهی از منکر سرلوحه کاری آنها قرار محسوب می شود.

    از قابل توجه ترین برنامه های جاری، قسمت سوم برنامه ها یعنی قسمت مسابقه بود که از جهات مختلفی مورد توجه نوجوانان و جوانان و حاضران در جلسه قرار داشت؛ تا آنجا که در برخی سوالات با آن که اعلام می شد که مخصوص نوجوانا و جوانان می باشد، بدلیل سنگینی سوالها که کمی از سطح فکری طبقات مذکور بالاتر بود، بزرگ سالان و حتی طلاب روحانیون نمی گذاشت سوال بی جواب رد شود.! لذا بر مسئولین مجمع می باشد که این قسمت را از جهات مختلفی کارشناسانه ترش نموده و اهمت ویژه به این قسمت قائل شوند. چون در قالب مسابقه مهمترین موضوعات دینی مذهبی، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را به صورت کاملا غیر مستقیم و با همکاری و همگامی همه جانبه پیام گیران، پیام را به صورت مأثری به آنها منتقل نمود.


    [ دوشنبه 87/5/28 ] [ 3:13 صبح ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]

    مراسیم عید مبعث در « مجمع  امید فردا »

    باری! بخش مسابقه چنان جذاب و پور شور بود که همسرم می گفت : «من فکر کردم تو دعوا راه انداخته ای»!گزارش؛ رضاحسنی

    قبل از طرح سوال تذکر میدادم که فقط جوانان و  نوجوانان جواب بی دهند؛ ولی آن قدر جذاب و پور شور و شوق آفرین بود که گاهی پیره مرد شست ساله هم یادش می رفت که عمری است از جوانیش گذشته است! بویژه سوالهایی بخش سیاسی تاریخی افغانستان، چون سوالهای این بخش مربوط به همین نسل قربانیان نازیسم پشتون می شد، که آنها تنها پاسخ آن سوالها را میدانیست و می فهمید! بلکه چشیده و کشیده بودند!‌. مثلاً از جمله سوالها این بود : «کله منار» از آثار باستانی یکی از سلاطین خوب و خوشنام افغانستان می باشد که هیچ زاغی دلش از او بی داغ نیست، بگویید این پادشاه از کدام چهار تیره قومی مشهور افغانستان بوده و اسمش چیست؟» که یک پیره مرد حدوداً شست و پنج ساله از جلو درب ورودی داد زد : عبد الرحمان... عبد الرحمان... از قوم پشتون!!

    حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای رحمانی... یک هفته پیش از فرارسیدن سال روز عید مبعث، شبی مبایلم به صدا در آمد و دیدم پیام کوتاهی از مسئول محترم «مجمع امید فردا» است که به بنده دستور برگزاری مراسیم عید سعید مبعث را داده است!.

    خدا یا مکانی مراسیم کجا باشد؟ هزینه چه قدر لازم است؟ ... مهیم ترین دغدغه خاطر من کیفیت بدیع مراسیم بود، می خواستم یک مراسیمی برگزار شود که از شیوه کلیشه ای تکراریی یک سویه متکلم وحده ای سخنرانی سنتی متفاوت تر و  جذاب تر باشد! در این زمینه با مسئول فرهنگی صحبت کردم و طرحم را با ایشان در میان گذاشتم. ایشان ضمن تأیید نظر بنده به نکته مهیم تری تکیه کرد و آن این که می باید به مسئول مالی تماس بی گیری که وضعیت صندوق چگونه است؟ آیا توانایی پشتوانه برنامه که می گویی دارد یانه؟...

    با مسئول مالی که تماس گرفتم، صندوق را تقریبا خالی گزارش کرد ... ماندم که چه کار کنم؟ «یا رسول الله مدد»! بالاخره این مراسیم با همین کفیت برگزار شود؛ اما این که هزینه اش را از کجا باید تهیه کنم؟ با این جیب و صندوق خالی مجمع؛ یا رسول الله مدد! فکری به ذهنم آمد و به مسئول فرهنگی تماس گرفتم که این جمعه حتماً دوستان در کلاس قرآن تشریف بیاورند و مسئول محترم ارتباطات هم دوستان را مطلع نمایند که جمع شوند؛ برای تأمین هزینه مراسیم باید دست به جیب اعضاء شد؛ و آن این که تمام اعضاء بدون در نظرداشت حق العضویت می باید هر نفری الزاما مبلغ فلان را صرفا بخاطر هزینه مراسیم عید مبعث بی پردازند! ... نقشه کار گر افتاد، برخی اعضاء از جمله یک عضو غیر طلبه ما خیلی بیشتر از مبلغ تعیین شده را پرداخت و مسئولیت تدارکات و حتی تعیین مکان مراسیم را هم ایشان به عهد گرفت!

    آری! «دو صد گفتار نیم کردار ناید» «مزد آن گرف که جان برادر کارکرد» تمام برنامه ها با جزئیاتش در میان اعضاء تقسیم کار شد. از جمله جنبه های بدیع این مراسیم، طرح مسابقه اعتقادی سیاسی، در میان جوانان نوجوانان بود که می باید سوالها در سطح فکری راهنمایی(صنف هفت) و دبرستان (تا صنف دوازده) طراحی می شد. بخش اعتقادات دینی را مسئول محترم فرهنگی بدو ش گرفت و بخش سیاسی تاریخی آنرا به عهده بنده گذاشته شد. مجری مسابقه هم بنده تعیین شدم.

    باری! بخش مسابقه چنان جذاب و پور شور بود که همسرم می گفت : «من فکر کردم تو دعوا راه انداخته ای»! قبل از طرح سوال تذکر میدادم که فقط جوانان و  نوجوانان جواب بدهند؛ ولی آن قدر جذاب و پور شور و شوق آفرین بود که گاهی پیره مرد شست ساله هم یادش میرفت که عمری است از  جوانیش گذشته است! بویژه سوالهایی بخش سیاسی تاریخی افغانستان، چون سوالهای این بخش مربوط به همین نسل قربانیان نازیسم پشتون می شد، که آنها نه تنها پاسخ سوالها را میدانیست و می فهمید! بلکه چشیده و کشیده بودند!‌. مثلاً از جمله سوالها این بود : «کله منار» از آثار باستانی یکی از سلاطین خوب و خوشنام افغانستان می باشد که هیچ زاغی دلش از او بی داغ نیست، بگویید این پادشاه از کدام چهار تیره قومی مشهور افغانستان بوده و اسمش چیست؟» که یک پیره مرد حدوداً شست و پنج ساله از جلو درب ورودی داد زد : عبد الرحمان... عبد الرحمان... از قوم پشتون!! گاهی خودم که مجری برنامه بودم که نباید از از وقت تعیین شده خارج می شدم، و حتی به دیگران را هم من باید تذکر می دادم، ولی در بخش مسابقه، با پاسیخ دهند گان چنان گور می گرفتم و قاتی می شدم که زمان یادم می رفت! دستش درد نکند مسئول فرهنگی که در کنارم بود و تذکر میداد؛ با آن وجود هم همین بخش جلسه را به اذان مغریب وصل کرد!.

    سخنران جلسه که جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای رحمانی، مرد صحنه و عمل بود، بر خلاف پیش بینی ما که ممکن است بخش سخنرانی کسیل کننده ترین بخش برنامه باشد. از آنجای که ایشان ناخن سخنش را گذاشته بود روی درد ملت و مردم مظلوم ما، از صحنه های روز جاری که چه برما می گذرد؟ و این روز سیاه ما از چه تاریخی بوسیله چه کسانی رقم خورده است؟ جلسه شده بود مذرعه گل آفتاب گردان که همه چهره با سکوت و تعجب چرخیده بود بسوی آفتاب سخنگویی درد مند، حاج آقای رحمانی.

    باید از حسن انتخابی چنین سخنران دردمند و  آگاهی مسئول فرهنگی جناب حجة الا سلام و المسلمین حاج آقای رجایی، تشکر قدر دانی نمود.

    تنظیم گزارش؛ از  رضاحسنی

     


    [ پنج شنبه 87/5/10 ] [ 7:44 صبح ] [ 1000Hasani ] [ نظرات () ]
    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
    درباره وبلاگ

    دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
    این جهان همچون درخت است‏ اى کرام
    ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است
    تا جنینى کار خون آشامى است
    موضوعات وب
    امکانات وب


    بازدید امروز: 19
    بازدید دیروز: 61
    کل بازدیدها: 265095
    تماس با ما